أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
118
آثار الباقيه ( فارسى )
يكى آن است كه بايد در اوقاتى معلوم روى دهد كه بطور تعاقب در اين اوقات صورت خارجى مىپذيرد و چون شخص اين امور را در همان زمان كه ظرف خارجى آن است نه بينيد آن را مستبعد خواهد دانست و گاهى مىشود كه به كلى امكان آنها را منكر مىشوند و جميع اكوان از تناسل حيوان و تلاقح اشجار و به زور زراعات و ميوهها داخل در اين بخشند كه اگر انسان حالات آنها را نداند سپس بيك درختى برسد كه اوراق آن ريخته شده و به او بگويند كه اين درخت در آتيه سبز خواهد شد و شكوفه و ميوه خواهد داد تا هنگامى كه نبيند به نظر او بعيد خواهد رسيد . و علت اينكه مردم بلاد شمال از ثبات نخل و زيتون و آس و امثال آنكه همواره در زمستان نيز تروتازهاند تعجب مىكنند همين است كه مانند آن را در ديار خود نديدهاند . بخش ديگر اشيايى است كه بطور غير منظم در روزگار واقع مىشد و ليكن بطور اتفاق و چون زمانى را كه ظرف آن بود ، منقضى شد جز خبرى از آن باقى نخواهد ماند و اگر اين قبيل اخبار با شرايط صحت خبر توام گردد و پيش از وقوع هم داخل در حد امكان باشد البته چارهاى جز قبول آن نخواهد بود اگرچه كيفيت و طرز علت آن شناخته نشود . بخش ديگر اشيايى است كه به حالت سابق است يعنى براى وقوع آن دورى و ترتيبى منظم نيست و چون ماده از نظمى كه نوع بر آن جارى بوده خارج شود اين قبيل اشياء را غلط طبيعت مىنامند اگرچه من با اين نامگذارى موافق نيستم و نام آن را خروج ماده از اعتدال قدر و اندازه مىگذارم مانند حيواناتى كه داراى اعضاى زائده هستند و چون طبيعت كه بحفظ انواع موكل است و بايد آن را همواره بيك نهج نگاه دارد ماده زائدهاى يافت آن را صورتى مىپوشاند و مهمل نمىگذارد و در حيوانات ناقص الاعضاء ، چون طبيعت مادهاى نفى يابد كه صورت نوعى را بر آن بپوشاند با نقصان اعضاء ، صورتى بر اين حيوان مىبخشد و برحسب طاقت و استعداد نفسى بر آن عطا و افاضه مىنمايد .